آقای مظلومی تماشاگر خط نمی‌گیرد فوتبال را می‌فهمد

بازی استقلال - مس کرمان، ۲۵ دی‌ماه ۱۳۹۰ ورزشگاه آزادی تهران
جایگاه ۱۱ و ۱۲ که محل حضور طرفداران متعصب استقلال است
مس کرمان توان حمله ندارد، استقلالی ها رو به عقب بازی میکنند و بازیکنان مس جلو میکشند، ۲۰ توپ به جناح راست استقلال رسیده و علی حمودی از ۲۰ توپ فقط یک توپ دقیقه ۴۰ سانتر کرده، جناح چپ هم تقریبا تعطیل است، آرش برهانی متمایل به راست بازی میکند و استقلال فقط با جرکوویچ بی تجربه در خط حمله بازی میکنند.
نیمه اول تموم شد، بین دو نیمه خسرو حیدری و میلاد میداودی و فریدون زندی و جواد شیرزاد تمرین میکنند.
نیمه دوم بلازویچ از تعلل - ترس - سرمربی استقلال استفاده میکنه، عادل کلاه کج را به زمین میاره، بعدش هم محسن خلیلی را به زمین میاره، استقلال کاملا فلج شده و نه سانتر مناسبی داره و نه مهاجم تمام کننده، تماشاگران یک صدا میلاد میداودی و خسرو حیدری را تشویق میکنند ( این اتفاقات بین دقیقه ۵۰ تا ۶۰ رخ داد )
همه درخواست میکنند بازیکنان ذخیره را تشویق نکنند تا پرویز مظلومی به اونا بازی بده، همین اتفاق هم میافته درست ۵-۶ دقیقه بعد از ساکت شدن تماشاگران پرویز مظلومی آرش برهانی و یوسفی را تعویض میکنه و خسرو حیدری و میلاد میداودی به زمین میان، حالا استقلال بدون مهاجم تمام کننده - آرش برهانی - ولی سانترهای خسرو حیدری و ضربات میلاد میداودی بدون نتیجه است.
تماشاگر عصبانی که تازه دقیقه ۷۰-۷۵ پرویز مظلومی یادش افتاده حمله کنه، اونم حملات بی هدف، دقیقه ۸۴ استقلال از تیم مس کرمان هفدهم جدولی که نیمه اول توان حمله نداشت گل میخوره!
تماشاگر توی سرما توی ورزشگاه هست و واقعا بهش داره فشار میاد، انتظار داره وقتی تیم با اختلاف ۶-۷ امتیاز در صدر جدول هست چنین باخت هایی توی ورزشگاه آزادی نداشته باشه!
بازی تمام شده و تماشاگر فریاد میزنه "مربی ترسو نمیخواهیم نمیخواهیم" یا "با این همه ستاره والا خجالت داره" و پرویز مظلومی دست تکون میده و دست میزنه و میره بعد میره اون طرف مصاحبه میکنه که تماشاگر فلان و بمان و یا دارن به تماشاگران روی سکو خط میدن!

آقای پرویز مظلومی تماشاگر میفهمد، از اون ۲۰ هزار نفری که توی ورزشگاه هستند لاقل ۱۰-۲۰ تاشون فوتبال را میفهمند، اون طرفداری که توی این سرما میاد ورزشگاه یعنی همیشه داره میاد پس یک چیزایی بعد از ۱۰-۲۰ سالی تماشای فوتبال از بازی فوتبال میفهمه، میفهمه وقتی ۵-۶ بازیکن درجه یک روی نیمکت هست نباید استقلال تازه دقیقه ۷۰-۷۵ یادش بیافته که باید حمله کنه و تازه خسرو حیدری به زمین بیاد.
تماشاگر میگه اگر خسرو حیدری میتونه با اون کیفیت ۲۰ دقیقه بازی کنه پس میتونه ۴۵ دقیقه هم بازی کنه، همین طور میلاد میداودی، تماشاگر از کسی خط نمیگیره فوتبال را میفهمه و میبینه که علی حمودی هافبک راست نیست که ۷۰ دقیقه سمت راست استقلال فلج باشه و خسرو حیدری بدلیل لجبازی شما و اینکه بعدا بگید من به حرف تماشاگر گوش نمیدم روی نیمکت هست.

آقای پرویز مظلومی تماشاگر از شما انتظار نداره تیم اتون به نفت آبادان و مس کرمان در ورزشگاه آزادی ببازه.
آقای پرویز مظلومی شما گاهی دارید ۳ امتیازها را فدای ۳ امتیازهای بعدی میکنید.
آقای پرویز مظلومی تیمی که شما ساخته اید نباید با نبود ۲ بازیکن مثل آندو تیموریان و اسماعیل شریفات دچار مشکل شود.
آقای پرویز مظلومی اگر شما ۴ دربی پیاپی برده اید دلیل نمیشود ما از تیم های ته جدولی در ورزشگاه آزادی شکست بخوریم.
آقای پرویز مظلومی ۴ دربی را بردی دست شما درد نکنه ولی دربی و برد دربی فقط برای ما کافی نیست.

یکی از عادات بد ما ایرانی ها این است که دائما توهم توطئه و دشمن داریم و فکر میکنیم اگر کسی اعتراض کرد یا اقدامی صورت گرفت یکی پشت پرده است ولی آقای مظلومی هیچ کسی روی سکوها نیست، روی سکوها تماشاگران هستند که شما و تیم استقلال انتظار دارند.

طرز تهیه ناهار توسط من

اصلا مهم نیست که قصد دارین ناهار درست کنید یا نه!
صبح میزنید از خونه بیرون و اصلا به ناهار فکر نمیکنید، ساعت ۱۲:۴۵ یادتون میاد که ئه امروز باید ناهار درست کنم و داداشم توی خونه گرسنه است و بابا هم میاد!
خب اول فکر میکنید چی درست کنم، یخچال و فریزر را تصور میکنید، مممم خب همه چیز که چند روز مامان توی یخچال و فریزر گذاشته بود را خوردم تنها گزینه فیله مرغ هست، از خودتون میپرسید خب چجوری درست میکنم؟ یادتون میاد مامان اتون با یک شیوه خاصی درست کرده بود، شماره مامان را میگیرید و سوال میکنید: مامان اون فیله مرغ ها را که اون دفعه اونجوری درست کرده بودی را چجوری درست کنم ؟ معادله دو مجهولی است و اون دفعه و اونجوری را برای مامان اتون شرح میدید.

میرسید خونه فیله مرغ ها را از توی فریزر درمیارید و میزارید یخ اش باز بشه، بعد از ۴۵ دقیقه میبینید یخ اش باز نشد، با همون بشقاب میزارید توی یک ماهیتابه و تا یخ اش باز بشه بعد از ۱۵ دقیقه میبینید خیلی کند یخ داره آب میشه، بشقاب را برمیداریم و مستقیما میزاریم توی ماهیتابه و زیربخاری را کمی زیاد میکنید، بعد از ۱۵ دقیقه که مشغول تماشای یوتیوب هستید یادتون میاد ئه مرغ ها روی بخاری هست، تا سر میزنید میبینید یک طرف فیله مرغ ها یخ زده و یک طرف اش پخته پس بیخیال این روش میشید و صبر میکنید تا به صورت معمول یخ اش باز بشه!

خب قصد داریم تا سیب زمینی هم سرخ کنیم
سه عدد سیب زمینی حسابی برمیدارید و میزارید توی یک ظرف و میشورید، اوه این ظرف کثیف شد طوری نیست چیزی که هست ظرف تمیز! یک ظرف دیگه برمیدارید و سیب زمینی های شسته شده را میزارید توش و پوست میکنید، بعد یک سوماخبالون - آبکش - برمیدارید و سیب زمینی های قطعه قطعه شده را توی آبکش میکنید و بعد یک ظرف برمیدارید و سیب زمینی ها را توش میریزید تا سرخ کنید، ماهیتابه را برمیدارید و توش را پر روغن میکنید، اصلا مهم نیست که دکتر گفته غذای سرخ کردنی نخورید چون دکتر توی اون لحظه شما را نمیبینه!
سیب زمینی ها را سرخ میکنیم و توی یک ظرف دیگه میریزیم، دقت داشته باشه یک ظرف تمیز نه ظرفهای قبلی !

خب دوباره زنگ میزنیم به مامان و میپرسیم اونها چجوری اون فیله مرغ ها را درست میکردیم، خب آرد با شیر و تخم مرغ و از اون پودرها که باهاش مرغ را اونجوری درست میکنند! آرد میریزید بعد فکر میکنید که خب آخه آرد؟ به داداش اتون میگید این دفعه دیگه تو زنگ بزن از مامان بپرس، ولی خب از اونجا که داداش اتون هم میگه آرد خودتون زنگ میزنید و میپرسید آرد یا آرد سوخاری ؟!

خب پس اینجوری شد آرد سوخاری + شیر و تخم مرغ + از اون پودرا !
یک ظرف برمیداریم توی شیر و تخم مرغ را میشکنیم و هم میزنیم، یک ظرف دیگه توش پودر سوخاری و یک ظرف دیگه از اون پودرا! فیله مرغ ها را برمیداریم یکی یکی میزنیم توی آرد سوخاری بعد شیر و تخم مرغ بعد میزنیم توی اون پودرا بعدش یک ظرف دیگه میاریم و میزاریم توش، برای ۵-۶ تا تیکه این کارو تکرار میکنیم، یک ماهیتابه برمیداریم و توش دوباره روغن بازم بی خیال دکتر و سرخ کردنی و روغن - برو حالشو ببر - بعد این ۵-۶ تیکه را میزاریم توش، میبینیم ئه جای دو تا دیگه هست ! ولی من که ظرفا را ریختم توی ظرفشویی، طوری نیست ۴-۵ تا ظرف دیگه خرجش هست، ئه اینا هم که یخ زده است! اصلا نگران نباش فقط کمی خلوص نیست داشته باشید همون طور که بقیه اش یخ اش باز میشه اینا هم یخ اش باز میشه، خلاصه ۷-۸ قطعه فیله سوخاری اونجوری درست میکنید.
در همین حین از شاهکار ظرف کثیف کردن اتون هم عکس بگیرید که پست وبلاگ اتون بدون عکس نباشه، وقتی دارید عکس میگیرید هواس اتون باشه که اونا دارن سرخ میشن و نسوزن وگرنه مجبور میشید در عکس نهایی فیله مرغ سوخاری ها را از اون طرفی بزارید!

خب خسته نباشید حالا قرار غذا را سرو کنید، میگردید دنبال ظرف مکمل ظرفی که توش سیب زمینی ریختید میبینید نیست، طوری نیست دو ظرف مثل هم برمیدارید و سیب زمینی ها را خالی میکنید توش، این همه ظرف کثیف کردم یکی دیگه هم روش، توی دو تا ظرف سیب زمینی ها و مرغ سوخاری های اونجوری را میزارید، ۳ تا بشقاب و ۳ تا لیوان هم برای فرد فرد اعضای حاضر خانواده میچینید.

سیب زمینی ها هم نسوخته فقط کمی طلایی شده
عکس العمل خانواده هم اگر داداش اتون که غذا درست کردت بلد نیست باشه میگه: به به ای ول چی درست کردی!
بابا هم که غذا درست کردن بلد هست میگه: اه اه اینا چیه درست کردی سوزوندی!

بعدش هم ساعت پرواز مامان اتون را میپرسید که ظرف ها را تا اون موقع شسته باشید!

اگه گفتید من چند تا ظرف کثیف کردم ؟

مردمی که فقط کارمندان نمونه‌ای هستند

صبح ساعت ۷ تا ۹ تهران ...
( ده بار این قسمت را نوشتم و پاک کردم چون واقعا نمیدونستم تهران را به چه چیزی تشبیه کنم )

بین ساعت ۷ تا ۹ مردم در مترو همدیگه را هول میدن، دعوا میکنند، پا روی پای همدیگه میزارن، بارها مانع بسته شدن درب مترو میشن، در اتوبوس همدیگه را هول میدن، فحش میدن که آقا خانم هول نده، تاکسی بدون نوبت یکی از دور میدوه تا زودتر سوار بشه، سوار ماشین بوق میزنند، از سمت راست سبقت میگیرند، فحش میدن، چراغ قرمز را رد میکنند تا فقط چند دقیقه زودتر به محل کار خود برسند تا کارمند نمونه ای باشند و چند هزار تومان بیشتر حقوق دریافت کنند.

فقط چند هزار تومنی که روزانه چندیدن برابر آن را صرف هزینه های بیهوده و تنقلات میکنند.



ولی برای همین چند هزار تومن صبح صبح هر کاری که در راستای آزار و اذیت سایر شهروندان هست را مرتکب میشوند.

کاش به جای اینکه اینقدر سعی میکردیم کارمند نمونه ای باشیم فقط درصد کمی سعی میکردیم شهروند نمونه ای باشیم، اگر فقط ۱۰٪ این تلاش را در راستای اینکه شهروندی نمونه باشیم به کار میگرفتیم آن زمان تهران گلستان بود.

انتهای بن‌بست یا ابتدای بن‌بست؟

ساعت ۵ بامداد هست، هوا خیلی سرده و من ته بن بست امون منتظر تاکسی هستم تا راهی فرودگاه بشم و به سمت تهران پرواز کنم تا ساعت ۸ شرکت باشم.
توی کل منطقه تنها گذری که بن بست هست بن بست ماست، همه کوچه هست، بن بست ما هم یک بن بست خیلی خاص هست از این لحاظ که فقط یک آپارتمان کذایی که وسط کوچه ساخته شده باعث شده تا بن بست ما و بن بست اون طرفی به وجود بیاد! خونه ما هم یکی از آخرین خونه های بن بست هست.
عکس از Arthur Kantemirov از فلیکر
من در بن بست قدم میزنم به انتهای بن بست میرسم، به این ساختمان ۶-۷ طبقه نگاه میکنم و میگم واقعا کدوم عقل سالمی باعث شده که این مسیر بن بست بشه، به ماشین هایی فکر میکنم که فکر میکنند این مسیر هم مانند همه مسیرهای منطقه کوچه است ولی به انتها که میرسند میبینند بن بست هست و دور میزنند و برمیگردن، بارها میخواستم برم پائین و از اون راننده بپرسم ببخشید آقا یا خانم راننده شما واقعا تابلوی بن بست سر کوچه را نگاه نکردید ؟ خب حتما نگاه نکرده که به انتهای بن بست رسیده !
تاکسی رسید، برگشتم نگاه میکنم میبینم چرا به انتهای بن بست نگاه کنم ؟ به ابتدای بن بست نگاه میکنم که یک پارک سر سبز و برزگی هست، سوار تاکسی شدم دارم از بن بست خارج میشم.

راستی ابتدای بن بست کدوم طرف هست ؟ جایی که خونه ماست یا جایی که وارد بن بست میشیم ؟
انتهای بن بست کدوم طرف هست ؟ جایی که خونه ماست یا جایی که از کوچه خارج میشیم ؟
فکر میکنم این ابتدا و انتها بستگی به دید ما داره، حکایت تاکسی های ابتدای میرداماد و انتهای میرداماد هست، نه معلومه کدوم طرف ابتدا هست و نه معلومه کدوم طرف انتها هست، میتونید به دلخواه خودتون یک طرف را ابتدا در نظر بگیرید و یک طرف را انتها !

نمیدونم بگم اینجایی که هستم ابتدای بن بست هست یا انتهای بن بست ؟ اینکه بخوام از این بن بست خارج بشم بستگی به دید و توان و سرعت من داره، همه بن بست ها راه خروجی دارند.

بیست و نه سالگی

این دستبند ۲۹ سال پیش ساعت ۱۱ شب به مچ دستم هنگام تولد بسته شده بود
بیست و نه سال تمام شد، آغاز ۳۰ سالگی

فوتبال توپ پلاستیکی و دو تکه آجر نیست

دوران راهنمایی معلم ورزش کلاس سوم همه را ردیف کرد و گفت هر کسی رشته اش را انتخاب کنه خب خیلی ها فوتبال را انتخاب کردن و اندکی هم والیبال و اندکی هم بسکتبال و چند نفر بدمینتون و ۲ نفر هم پینگ پنگ را انتخاب کردن، در همین هنگام بود که معلم ورزش خطاب به کسانی که فوتبال را انتخاب کردن نطق بلندی ایراد کرد بدین مضمون:
شما هیچ کدوم اتون از ورزش هیچی نمیدونید، شما چون فوتبال را میشه با یک توپ و دو تا آجر بازی و همیشه و هر جایی حتی توی خونه بازی کرد انتخاب میکنید و اصلا ورزش های دیگه را درک نمیکنید و ...
منم اون زمان تازه فوتبال حرفه ای را شروع کرده بودم و خیلی بهم برخورد بلند شدم و گفتم :
ببخشید ولی اینجوری هم نیست، ما توی حیاط مدرسه پینگ پنگ با کف دست بازی میکنیم و روی زمین خط میکشیم فقط یک توپ نیاز داریم، به دیوار بازی میکنیم میشه اسکواش ! برای والیبال هم توی خونه امون با کاموا یک نخ میکشیم از این سر اتاق به اون سر و با کاموا بازی میکنیم، برای بسکتبال هم دو تا سطل ماست میزاریم روی سر کمد و با یک توپ بادی - لاستیکی - بازی میکنیم !
معلم ورزش حرص اش گرفت و گفت بشین باغستانی اظهار فضل نکن و تا آخر سال هم باهام چپ افتاد


الان اوضاع فوتبال ایران هم همین طور شده هر کسی از هر جایی میرسه فکر میکنه چون میشینه پای فوتبال و تخمه میشکنه میتونه وارد عرصه فوتبال بشه، هر کسی فکر میکنه با داشتن کمی اطلاعات فوتبالی میتونه سرپرست یا مدیر بشه، ولی باور کنید این اتفاقات فقط توی ایران میافته ، فوتبال در تمام دنیا به صورت علمی و آکادمیک داره دنبال میشه، از مدرسه فوتبال تا آکادمی فوتبال و ساختار علمی - مدیریتی فوتبال کاملا تخصصی هست.

آقای رویانیان مدیرعامل پرسپولیس به این دلیل خودش را لایق مدیریت پرسپولیس میدونه که رفته دو بازی توی مادرید - که تازه نمیدونه چه تیمی هم بوده - را تماشا کرده و برنامه نود را ساعت ۱۲ شب به بعد می‌بینه !
آقای رسولی نژاد هیئت مدیره استقلال به این دلیل خودش را لایق عضویت در هیئت مدیره میدونه که توی مجلس ششم در مورد دلایل حذف تیم ملی نوجوانان دقایقی صحبت کرده !
آقای فروزنده دهکردی به این دلیل خودش را لایق ریاست هیئت مدیره پرسپولیس میدونه که بازی های فوتبال را میبینه و میتونه اطلاعاتی راجع به تیم ملی و استقلال و پرسپولیس بده !
شاهکار اخیر هم آقای بصیرت چون ۲۸ سال به سپاهان خدمت کرده خودش را لایق این میدونه ۱۰ میلیارد سرمایه و دو سال وقت یک باشگاه و ۵۰-۶۰ بازیکن و دو سرمربی را به خاطر بی مبالاتی و عدم کفایت خودش نابود کنه و سپاهان بازی بسیار مهم با السد در ۱/۴ نهایی جام باشگاه های آسیا را ۳-۰ بازنده اعلام بشه !

خب با این توصیف که از بچه ۱۰-۱۲ ساله میتونه این مسئولیت ها را به عهده بگیره !
منم که هر هفته میرم ورزشگاه بازی های فوتبال را میبینم و تموم لیگ های فوتبال را دنبال میکنه و مطلب مینویسم و اظهار نظر میکنم باید رئیس فیفا بشم !

اینها که دلیل منطقی برای ورود به فوتبال نیست، فوتبال علم هست هم بازی فوتبال و هم مدیریتش، فوتبال زمین چمن اش ۲-۳ تا مهندس داره، فوتبال مدیریت ورزشگاه و باشگاه ورزشی علم هست و تحصیلات آکادمیک داره، فوتبال زمین خاکی و یک توپ پلاستیکی و دو تا آجر برای دروازه نیست !

گاهی اتوبان زندگی دوربرگردان ندارد!

با ماشین داشتم از تهران به اصفهان سفر میکردم، وارد اتوبان شدم و به سمت اصفهان راه افتادم، وارد اتوبان قم - کاشان شدم، نرسیده به کاشان بود یادم افتاد کاشان باقلواهای خوشمزه ای داره، گفتم به خروجی کاشان که رسیدم برم توی شهر و باقلوا بخرم و برگردم به مسیرم ادامه بدم، توی راه نرسیده به کاشان تصادفی رخ داده بود، حواسم به تصادف بود و داشتم میگفتم چرا مردم احتیاط نمیکنند و با سرعت میرن که چنین تصادفات رخ بده که خروجی اتوبان به سمت کاشان را رد کردم!
ای بابا از چند صد کیلومتر قبل تر گفتم برم سمت کاشان و باقلوا بخرم، دیگه خروجی را رد کرده بودم و توی اتوبان پر از ماشین و اصلا جایی نبود که بخوام دنده عقب بگیرم، دوربرگردانی هم نبود که به سمت کاشان برگردم، دیدم باید چند صد کیلومتر برم جلو تر و برگردم سمت کاشان، اصلا امکانش نبود دیگه برگردم، دیگه با خودم کنار اومدم که از خیر باقلوای کاشان بگذرم.


من از خیر باقلوای کاشان گذشتم، به نظر من یکی از لذیذترین شیرینی هایی که در تمام عمرم خوردم، ولی شما از این باقلوا نگذرید!

بله اینها را گفتم که بگم زندگی نیز گاهی دوربرگردانی نداره و اگر از خروجی یا دوربرگردانی رد شدی دیگه رد شدی و اونقدر آدم پشت سرت اومده و شاید وارد اون خروجی شده که دیگه فرصتی نه برای بازگشت هست، شاید همیشه یک شانس هایی باشه ولی خیلی خیلی کم هستن چون معمولا در اتوبان ها و مسیرهایی که آدم ها به سرعت در حال عبور هستن برای جلوگیری از حادثه دوربرگردان های کمی تعبیه میکنند، اینکه دوربرگردانی بعدی باشه یا نباشه بستگی به شانس شما داره.

ولی گاهی نیز باید با مسیر زندگی کنار بیای و سعی کنی از ادامه مسیر زندگی لذت ببری و به راهت ادامه بدی، فکر کردن به گذشته ها و توجه بیش از حد به دوربرگردان ها ممکن منجر به تصادف بشه و یا ادامه مسیرت بسیار طولانی بشه.
پس یادتون باشه گاهی مسیر زندگی دوربرگردانی برای بازگشت ندارد.

شما غلط کردین نشستید نود نگاه میکنید!


ساعت حدود ۲:۳۰ بامداد سه شنبه است، برنامه نود در حال پخش هست، چند بازی دیگه باقی مونده و عادل فردوسی پور بدلیل اینکه حدود ۱۰ دقیقه به پخش کشتی فرنگی جام جهانی فینال وزن ۶۶ کیلوگرم وقت داده درخواست میکنه ۷-۸ دقیق بهش وقت داده بشه تا بتونه چند بازی باقی مانده را هم پخش کنه.

یکباره یک تبلیغ فیلم پخش میشه و برنامه یک شب یک فوتبال که فینال بازی های آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک هست پخش میشه!
همه بینندگان برنامه نود در بهت و حیرت هستند!


اصلا شما غلط کردین تا این موقع شب نشستید نود نگاه مکنید، شما مگه فردا کار و زندگی ندارید، فردوسی پور نشسته دری وری میگه شما هم نگاه میکنید !
مگه نمیدونید صدا و سیمای ایران یکی از دقیق ترین صدا و سیماهای جهان است که تمام برنامه هاش باید سر موقع پخش بشه و نمیتونه ۷-۸ دقیقه زمان بیشتر به فردوسی پور بده !
اصلا عادل فردوسی پور غلط کرد که زمان برنامه نود را به کشتی فرنگی فینال وزن ۶۶ کیلوگرم جام جهانی اختصاص داد !


برنامه امشب نود که به بررسی افتضحات تیم ملی فوتبال ساحلی هم بود زاویای جدیدی از فوتبال ساحلی را هم پدیدار کرد!
از عدم خرید یک بطری آب معدنی برای بازیکنان تیم ملی در فرودگاه فرانکفورت بدلیل صرف ناهار در ونیز و نبود منابع مالی، تیم ملی بدلیل دو برد پی در پی در ژاپن بازیکنان اجازه داشتن تفریح کنند و تا نیمه های شب گل یا پوچ بازی میکردن، مسائلی که مترجم تیم ملی فوتبال ساحلی بیان کرده و رئیس کمیته فوتبال ساحلی ایشون را به کناری بردن و گفتن پسرم سیگار نکش!

لیگ خلیج فارس جام ایرانسل

چند روز پیش خبری با این عنوان منتشر شد
انتقاد نمایندگان مجلس از تغییر نام لیگ فوتبال

به قول معروف: رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون !
از عنوان خبر شروع میکنیم، اولین نکته حائز اهمیت این است که نام لیگ فوتبال ایران تغییری نکرده است و نام به این صورت شده است "لیگ خلیج فارس جام ایرانسل"

چند روز پیش هم مطلی با این عنوان نوشتم: جام ایرانسل چوب حراج به نام خلیج فارس نیست!

اما ادامه مطلب این موضوع را با مثال های بیشتری بیان میکنم تا این موضوع و ابعادش به درستی مشخص گردد

تعریف لیگ و جام:
لیگ و جام تعریفی هست که ۱۱۰ سال هست در فوتبال دنیا به صورت حرفه ای وجود داره ، اینجا نوشته لیگ باید یک اسپانسر داشته باشه ، حالا لیگ چی هست ؟ لیگ شامل چندین جام هست که شامل جام دوره ای اعم از دسته یک و دو و سه و جام حذفی و یا جام های مقطعی است ، مثلا ایران لیگ خلیج فارس هست که شامل جام اصلی ( که تا به حال اسم نداشته ) ، دسته یک جام آزادگان ، جام حذفی جام آزاد سازی خرمشهر هست ، جام های دسته یک و دو و حذفی نام دارند

حمایت مالی ( اسپانسر ) از جام های لیگ:
در تصویر زیر مشاهده میکنیم که اسناد که کنفدراسیون فوتبال آسیا در سال ۲۰۰۸ تدوین شده است در بند ۵ ذکر شده است که لیگ باید برنامه هایی برای کسب درآمد و حمایت مالی داشته باشد
و صراحتا این مطلب ذکر شده است :

5. Marketing
& Promotion : The league has centralised marketing system of the 
elements such as   media rights, certain sponsorships and 
merchandise  ,  The league has promotion strategie
اصل سند را از اینجا میتونید دریافت کنید


این یعنی کشورهای عضو کنفدراسیون فوتبال آسیا می بایست تا سال ۲۰۱۲ راهکارهایی را بخش بازایابی لیگ داشته باشند که عبارتند از حقوق رسانه ای ( صدا و سیما ) و معیارهای جذب اسپانسر برای لیگ
بالاتر ذکر کردم لیگ یعنی مجموعه ای از جام ها، یعنی برنامه های جذب اسپانسر برای جام سطح اول حرفه ای که امسال این کار انجام شده است تا جام سطح اول از لیگ خلیج فارس دارای یک حامی مالی مطابق بند ۵ معیارهای کنفدراسیون فوتبال گردیده است

اینها از مواردی هست که در صورت عدم رعایتش باعث کم شدن سهمیه ایران در لیگ قهرمانان آسیا در سال ۲۰۱۳ میگردد

معیارهای جذب اسپانسر:
در یکی از بحث هایی که با خیزران داشتم اشاره کرد از سال آینده مثلا برند پنبه ریز میاد و اسپانسر جام میشه بعد میشه جام پنبه ریز !
اولین نکته در جذب اسپانسر برای جام ها قدرت رسانه ای برند مورد نظر است، به طور مثال ایرانسل یک برند با سطح مخاطبان در سطح کل کشور ایران است ولی برند مثلا پنبه ریز یک برند با سطح مخاطبان خاص است ، پس بنابراین هیچ گاه برند هایی مانند پوشک فلان ، روغن مایع فلان ، صنایع پلاستیک فلان نمی توانند اسپانسر جام های سطح بالا در لیگ ها شوند !
در بخش دوم قدرت برند در سطح جهانی یا کشور است، مثلا هواپیمایی کیش ایر ایران هر چقدر هم به لحاظ مالی قوی باشد هیچگاه بدلیل نداشتن بازار بین المللی نمی تواند اسپانسر مسابقات در سطح جام جهانی گردد، یا به طور مثال طلاسازی ایکس در شهر اصفهان هر چقدر هم قدرتمند باشد بدلیل نداشتن سطح مخاطب در کل ایران نمی تواند اسپانسر جام ( به صورت نامگذاری ) سطح اول در لیگ های فوتبال ایران شود.

مثال دیگه تبلیغات دور زمین در مسابقات فوتبال در قاره آسیا است ، اسپانسر ها و برندهای حامی مسابقات فوتبال می بایستی در ۲/۳ کشورهای عضو بازار تبلیغاتی داشته باشند ، هواپیمایی امارات یک برند معتبر در تمامی آسیا است ولی به طور مثال هواپیمایی زاگرس یک شرکت هواپیمایی با سطح فعالیت محدود است

مثال دیگه عدم ورود شرکت های تولید کننده سیگار به مسابقات فوتبال است که این نوع تبلیغات در فوتبال منع شده است

چون دیگه ۲.۵ میلیارد تومن رقمی نیست و این روزها دیگه هر برند ۲.۵ میلیارد سرمایه داره ولی هر برندی نمیتونه اسپانسر مسابقات جام در لیگ شود

همه این موارد را از بخش بازاریابی و روابط بین الملل فیفا ، ای اف سی و فدراسیون فوتبال میتونید دریافت کنید

در فیفا ، کنفدراسیون فوتبال آسیا، یوفا ، فدراسیون فوتبال ایران معیارهایی برای جذب اسپانسر وجود دارد، به طور مثال در فیفا قانون جذب اسپانسر برای جام جهانی به این صورت است که برند اسپانسر مثلا هیوندای در کنار نشان جام جهانی در کلیه رسانه ها درج میگردد ولی نام جام جهانی هیچ گاه به نام جام جهانی هیوندای تغییر نمیکند ، این قانون برای لیگ قهرمانان اروپا و آسیا نیز جاری است، نمونه دیگر اسپانسر DHL از لیگ قهرمانان آسیا است که در کنار نشان و زمان سنج بازی ها درج میگردد ولی نام جام به DHL تغییر نکرده است

به طور مثال یوفا برای بحث اسپانسر یورو ۲۰۱۲ یک کارگاه آموزشی برگزار کرد
یک نمونه از راهنمای اسپانسر برای سایت فیفا دات کام

این قانون در مسابقات لیگ کشورها متفاوت است و مطابق معیارهای کسب درآمد لیگ ها نام جام مربوطه به نام اسپانسر نامگذاری میگردد به طور مثال :
La Liga BBVA اسپانیا
Serie A TIM ایتالیا
Barcleys Premier League انگلیس
ایران هم امسال لیگ خلیج فارس جام ایرانسل شده است

ایران عضویت یک کنفدراسیون و حضور در مسابقات سطح اول آسیا را پذیرفته و باید یک سری معیارها را رعایت کنه تا بتونه همچنان در اون سطح حضور داشته باشه ، مثل عضویت در سازمان تجارت جهانی !

نکته آخر هم این هست که نام ایرانسل صرفا یک نام محلی برای داخل ایران است ، در عرصه آسیایی نامی از ایرانسل نیست چون ایران نماینده هاش از لیگ اعزام خواهند شد، در آسیا میگن لیگ خلیج فارس ۴ نماینده داره که شامل ۳ نماینده از جام و قهرمان جام حذفی است و لیگ همچنان در عرصه جهانی و آسیایی با نام لیگ خلیج فارس شناخته میشود

جام ایرانسل نام جامی است که تا دیروز از زیر مجموعه لیگ خلیج فارس نام نداشته است
قبل از بیان مطالب و موضع گیری های احساسی کمی مطالعه کنید و بعد نظر خود را ابراز نمائید ۷ با مطالبی که بیان کردم فکر میکنم جام ایرانسل خالی از اشکال باشد و نام خلیج فارس نیز حفظ شده است و نامی نه خرید و فروش شده است و نه نام لیگ عوض شده است !

لیگ با جام فرق دارد !

جام ایرانسل چوب حراج به نام خلیج فارس نیست !

چند روزی خبری بدین مضمون منتشر شد
با امضاي قرارداد بين رئيس سازمان ليگ برتر كشور و مديرعامل ايرانسل، مسابقات فوتبال ليگ برتر سال 90-91 ايران با نام 'ليگ برتر خليج فارس، جام ايرانسل 'كليد خورد

خیزران هم در وبلاگ یک متن بسیار تندی با این عنوان منتشر کرد
خلیج فارس را ۲.۵ میلیارد تومان فروختیم

اما اصل قضیه چی هست و چه اتفاقی افتاده !
مسابقات فوتبال طبق قوانین فوتبال حرفه ای در دوره مسابقاتی تحت عنوان لیگ برگزار میگردد و هر لیگ شامل یک سری جام هست ، مثلا بوندسلیگا نام مسابقات فوتبال آلمان است که شامل چندین جام است ، که شامل بوندسلیگا ۱ و ۲ و دی بی اف پوکال ( جام حذفی ) است
اطلاعات بیشتر در مورد بوندسلیگا در ویکی پدیا
اطلاعات بیشتر در مورد لا لیگا در ویکی پدیا
اطلاعات بیشتر در مورد کالچو در ویکی پدیا
اطلاعات بیشتر در مورد لیگ برتر در ویکی پدیا
اطلاعات بیشتر در مورد لا شامپیونه در ویکی پدیا

هر کشوری یک لیگ اصلی دارد و هر سال شامل چند جام میگردد که این جام ها هر ساله به نام اسپانسر نامگذاری میگردد ، به طور مثال در فصل ۲۰۱۰-۲۰۱۱ یا ۲۰۱۱-۲۰۱۲ لیگ کشورهای اروپایی به شرح زیر است :
انگلیس : لیگ برتر انگلیس در فصل ۲۰۱۱-۲۰۱۲ با نام جام Barclays Premier League برگزار میگردد که این جام به اسم شرکت Barclays است.
ایتالیا : کالچو در فصل ۲۰۱۱-۲۰۱۲ با نام Serie A TIM برگزار میگردد و شرکت Telecom Italia Mobile حامی جام است.
اسپانیا : لا لیگا در فصل ۲۰۱۱-۲۰۱۲ با نام Liga BBVA برگزار میگردد که متعلق به گروه BBVA اسپانیا است.

به همین ترتیب همه کشورها یک عنوان لیگ اصلی دارن و جام هر ساله به اسم اسپانسر حامی جام برگزار میگردد ، امسال شرکت ایرانسل حامی دوره ۱۳۹۰-۱۳۹۱ لیگ خلیج فارس شده است و این دوره با نام لیگ خلیج فارس جام ایرانسل برگزار میگردد

این اتفاق را باید به فال نیک گرفت نه اینکه بدون مطالعه و بدون آگاهی از قوانین کسب درآمد در فوتبال حرفه ای علیه اش جبهه بگیریم ! این یک روند عادی و قانونی در کلیه کشورهای عضو فیفا است که برای برگزاری لیگ حرفه ای و لیگ برتر باید اون لیگ کسب درآمد داشته باشه ، فوتبال ایران دولتی هست و دولت هزینه برگزاری مسابقات را میداد ولی برای اینکه بتونیم معیارهای کنفدراسیون فوتبال آسیا را برای فوتبال حرفه ای داشته باشیم و امتیاز کسب کنیم باید فوتبال در آمد داشته باشه ، نامگذاری جام ( نه لیگ ) نیز یکی از شیوه های کسب درآمد است.

اولین نکته حائز اهمیت این هست که نام لیگ خلیج فارس عوض نشده است و فقط نام جام ایرانسل به لیگ خلیج فارس اضافه شده است یعنی : لیگ خلیج فارس جام ایرانسل

خیزران در مطلب اش اینگونه نوشته :
بهتر نبود اصلا این اسم را به عرب هایی که مدعی نام خلیج عربی هستند واگذار می کردیم؟ به نظرم آنها حاضر بودند پول بیشتری بدهند!
طبق برخی قوانین ثبتی یک سری از برندها و نام های تجاری اصلا نمیتونند در کشوری فعالیت کنند ، مثلا امارات ایرلاین قصد داشت تا اسپانسر لیگ برتر انگلیس بشه ولی چنین اجازه ای بهش داده نشد و به سمت باشگاه هایی همچون آرسنال رفت ، در ایران هم طبق قوانین ثبتی چنین برندهایی نمیتونند در ایران فعالیت کنند مگر اینه مانند ایرانسل شرکای ایرانی نیز داشته باشند که برای لیگ برتر ایران هم همین گونه است ، گرچه اصلا بحث عوض شدن نام از خلیج فارس به ایرانسل مطرح نبوده که الان بخواهیم در مورد نامگذاری یا فروش نام لیگ و جام به عرب ها مذاکره کنیم و مبلغی را دریافت کنیم.

لیگ حرفه ای ایران ( لیگ خلیج فارس ) در ایران شامل جام لیگ برتر ، جام آزادگان ( دسته یک ) و جام حذفی است ، در گذشته فوتبال سطح اول را با نام لیگ برتر میشناختند که الان این جام مانند آزادگان صاحب نام شده است ، در گذشته هم نام هایی همچون جام تخت جمشید روی  این جام وجود داشته که البته سازمانی یا شرکتی برای نام هایی همچون تخت جمشید و آزادگان مبلغی برای اسپانسری پرداخت نمیکنه!
اطلاعات بیشتر در مورد لیگ خلیج فارس

البته این نکته را هم ذکر کنم برای اسپانسر نام جام مبلغ ۲.۵ میلیارد تومان بسیار ناچیز است ، فکر میکنم چنین برندی در سطح جام حداقل ارزشی حدود ۲۰ میلیارد تومان داشته باشه ، چون با این مبلغ هر کسی میتونه اسپانسر برای یک جام بشه !
البته این نکته را هم توجه داشته باشید که وقتی صدا و سیما با سود بالای ۱۰۰ میلیارد تومان ( از تبلیغات قبل و بین و بعد از مسابقات ) از پخش مسابقات فوتبال فقط ۳ میلیارد تومان بابت حق پخش به فدراسیون فوتبال پرداخت میکنه نباید انتظار داشت ایرانسل بدون سود از فوتبال بیش از ۲.۵ میلیارد پرداخته کنه !

این مسائل جزئی از فوتبال حرفه ای و قوانین مربوطه اش هست و فوتبال باید به این سمت بره که بتونه درآمد زایی داشته باشه ، نمیشه ما بخواهیم فوتبال امون حرفه ای بشه و تبدیل به یک صنعت بشه ولی همون تفکر سنتی را داشته باشیم که فلان کار مسخره است یا جالب نیست ، اینها فوتبال حرفه ای است و قوانین فوتبال حرفه ای به این صورت هست
در بسیاری از شبکه های اجتماعی نسبت به این موضوع واکنش نشون داده شده ، که همه بدلیل ناآگاهی از اصل موضوع و روند برگزاری و این نامگذاری بوده است
نه به چیزی چوب حراج زده شده و نه چیزی عوض شده و نه اسمی فروخته شده ، جامی که تا پارسال اسم نداشته امسال بواسطه حضور یک اسپانسر به اسم ایرانسل صاحب اسم شده و نام جام ایرانسل شده است

خیزران اول مطلبش نوشته بود :
میان طرز فکر ما ایرانی ها وقتی پای رایانه نشسته یم و در مورد امری که مستقیما به ما مربوط نمی شود نظر می دهیم تا زمانی که خودمان به تنهایی یا به صورت جمعی مصدر کاری هستیم، زمین تا آسمان فرق است